بسم رب المهدی
وقتي موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خميني(ره) تبديل به موسسه محو آثار امام(ره) ميشود و به اسم انديشههاي امام، افكار غلط و شبههانگيز و حزبي خود را به خورد جوانان امروز ايران ميدهد، دل انسان بدجور به درد ميآيد، اما وقتي از كسي كه در خانواده امام(ره) بزرگ شده است، چنين جملاتي ميشنويم، ديگر نميدانيم بايد با اين داغ و درد چه كنيم؟!
جناب آقاي سيد حسن خميني!
از نامه شما بدجوري بوي توصيه كساني ميآيد كه ظاهرا خود را از بزرگان نظام ميدانند و گويا به شخصيت انقلابيشان!!! برخورده است كه صدا و سيما امسال به سراغ آنان نرفته تا به اصطلاح از خاطرات اوايل انقلاب و حضورشان در كنار امام(ره) بگويند و تلويحا و گاهي هم تحقيقا امام راحل(ره) را هيچكاره بدانند و خود را باني اصلي انقلاب معرفي كنند!!!
هماناني كه اين روزها خود را با هزار وصله جور و ناجور و هزار چسب ناچسب به امام ميچسبانند و حتي حاضر نيستند يكي از هزار منويات آن يگانه دوران را به اجرا درآورند.
فرزند يادگار امام(ره)!
به نظر شما رهروي واقعي راه امام كيست؟
آن كسي كه هر روزش را با خواندن صحيفه نور آغاز ميكند و تك تك خدماتش به ملت را با ميزان و ترازوي اهداف و آرمانها و عقايد امام(ره) ميسنجد يا آناني كه "امام امام گفتن" را فقط ورد زبانشان كردهاند و نه همراه عملشان!!! تازه آن هم فقط هنگامي كه بخواهند منويات شخصياشان را با سرمايه كردن نام بنيانگذار كبير انقلاب و پديداركننده مقدمات ظهور امام زمان(عج) پي گيرند!
جناب آقاي سيد حسن خميني!
من! جوان امروز ايران اسلامي عزيز! راه روشن انقلاب را فقط در جمله جمله صحيفه امام ميبينم و در تمام آنات و لحظههاي زندگي شخصي ايشان و جانشين بر حقش جستوجو ميكنم و نه در نفسانيات اطرافيانش! و غصهام اين است كه چرا بيت امام، نه راه آن رهبر عزيز سفركرده، كه راه دوستان به دشمن پيوسته را در پيش گرفته است.
نوه محترم امام امت(ره)!
ارزش و قدر و اعتبار در تعاليم عاليه دين مبين اسلام، ميراث خانوادگي نيست كه از پدربزرگ به پدر و بعد از آن به پسر برسد!!! امام امت اگر قدر و منزلت دارد، به واسطه عمل به دستورات الهي است و نه گره خوردن با نفسانيات خود و ديگر دنياپرستان!!! امام اگر امام شد، به اين دليل بود كه در مقابل سلطه داخلي و خارجي مقاومت كرد و ايستاد و در برابر نفس سركش تسليم نشد، شما هم اگر دنبال ماندگاري و تداوم دنيا و آخرت هستيد، بايد در مقابل هواخواهيها و يكجانبهگراييهاي اين قوم لجوجِ به قهقرا رفته بايستيد، نه اينكه به مستندات به يادگار مانده و تحقيقا ثبت شده امام راحل(ره)، تهمت غيرصادقانه بودن، غيرواقعي بودن و خشن نماياندن چهره مهربان امام بزنيد.
آري امام(ره)، عزيز دل همه ايرانيان، مهربان بود، اما نه با همه!
او با پابرهنگان و مستضعفان و دردكشيدگان و محرومان جامعه اسلامي رئوف و مهربان بود و دست محبت او هنوز هم كه هنوز است، بر سر اين ملت، باقي است! اما همين امام رئوف وقتي پاي شرافت و عزت و اقتدار و استقلال اين مرز و بوم به ميان ميآمد، چنان ابهت و اقتدار و استحكامي داشت كه نفس بدخواهان و دشمنان ملت در سينه خفه ميشد! و برايش تفاوتي نميكرد اين دشمنان عاملان مستقيم سيا باشند يا نيروهاي نظامي بعث يا مزدوران باجيره و بيجيره داخلي!
او همانطور كه در مقابل شاه و كارتر ايستاد، در برابر بيلياقتيهاي عناصر داخلي و دشمنيهاي منافقانه عناصر ضداسلامي نظير گروهكهاي منافق و افرادي چون بنيصدر، مهدي هاشمي و آقاي منتظري و ... ايستاد. همانطور كه مستند زيبا و تحسينبرانگيز "شاخص" به جوانان و امت امام(ره) نشان داد.
جناب آقاي سيد حسن خميني!
توصيه اين خواهر كوچكتان به شما اين است كه يك بار ديگر 21 جلد صحيفه نور پدربزرگ عزيزتان را بيطرفانه و عدالتجويانه بخوانيد!
لینک های مرتبط:
پاسخ رئيس سازمان صداوسيما به سيدحسن خميني
پاسخ حسین شریعتمداری به سید حسن خمینی
"اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد"
هوالشهید
آن روزها كه مناظرهها از تلویزیون پخش ميشد و پا به پاي آن هيجاني ميشديم و گاه عصباني! آن شبهاي معتدل بهاري كه با رد و بدل كردن مدل به مدل سيديهاي انتخاباتي داغ داغ شده بود! آن روزها كه طرفداران نامزدها در خيابانها براي هم كري ميخواندند و در پاسخ به شعارهاي يكديگر شعار ميساختند! آن صبحها و عصرها كه رنگ به رنگ شبهه ميديديم و سياهنمايي و افشاگري! آن روزها كه فرصت آخر كانديداها بود و هر گروه در تب و تاب پيروزي كانديداي خود روزنامهها را ورق ميزد و وبگردي ميكرد! آن لحظات شيرين شركت 85 درصدي مردم در انتخابات و آن طعم دلنشين پيروزي كانديداي منتخب مردم! آن لحظات التهابآور اتهامزني و دروغپراكني و شبههسازي! آن روزهاي تلختر از زهر فتنهانگيزي و حرمتسوزي! و آن دقايق شورآفرين رويارويي مردم هميشه در صحنه ايران عزيز در 9 دي!
اعتراف ميكنم كه در همه اين لحظات و آنات فكر نميكردم كه اتفاق زيباتري در پس اين فتنه نهفته است و انقلاب قرار است كه پس از دردي جانكاه همه عفونتها را بزدايد و كم كم سلامتي خويش را باز يابد. اعتراف ميكنم كه فكر نميكردم آن تفكر پليد زرسالاري كه در پس رنگها دنبال مطامع خود بود، به اين زوديها رنگ ببازد!
و پس از سالها بايد به صدا و سيما آفرين گفت كه با زدودن غبارهاي آرشيو خود و نشان دادن وقايع مهجور مانده اين انقلاب و نيز بازخواني تفكرات ناب صاحب آن، حقيقت كثيف اشرافيت تئوريزه شده را برملا كرد.
پريشب كه برنامه موفق"ديروز، امروز، فردا" را ميديدم، عليغم اينكه اطلاعات بسيار مفيدي را دريافت كردم، غمي نيز در دلم نشست، غمي كه ناشي از تفكرات مغلطهآميز برخي خواص بود كه در رسانه ملي آن را ترويج ميدهند و قطعا عدهاي را همراه تفكرات غلط خود ميكنند. صالحان را به آدرسدهي اشتباه به مردم متهم ميكنند، اما خود غلطترين آدرس را به مردم ميدهند! نميدانم از كي تا به حال بريز و بپاش در حيطه مسؤوليت، مبازره با فساد اقتصادي است و نميدانم از كي زندگي اشرافي با مبارزه با استكبار و اجراي عدالت قابل جمع شده است؟!
اما ديشب بعد از سخنان حاج سعيد قاسمي بسيار خرسند بودم از برنامه آقاي فلاحيان!!!
چرا كه اگر آن صحبتها مطرح نميشد، حرفهاي ناب آقا روحالله با بيان شيوا و رساي حاج سعيد تا اين اندازه تاثيرگذار و دلنشين نمينمود!
معتقدم فتنه 88 بدجوري غربالگري ميكند! اگر نبود اين فتنهها چه بسا بيرون كشيدن اين فيلمهاي آرشيوي از غبارخانه سيما، اينقدر مؤثر و كارگر نميافتاد!
نكته آخر: شهدا زندهاند و لحظه به لحظه ما را رصد ميكنند، مگر نديدي سيد مرتضي ديشب چه حالي به برنامه رفيقش داد!
اللهم عجل لولیک الفرج
بسم ربالحسين
خواستم چيزي بگويم، حرفي بزنم، نوحهاي بخوانم و مرثيهاي بسرايم در ماتم و حزن جانسوزت، اما ...
مرا چه به سخن گفتن در عزاي حسين(ع)؛ كه هنوز تن را از جامه دنيا برهنه نكردهام و سينه را از محبت اغيار نستاندهام و غبار غفلت از آيينه زنگارگرفته دل نزدودهام!
مرا با حسين(ع) چه كار؟!

كه هنوز 40 روز بيشتر از آن شفق به خون نشسته خورشيد نگذشته است كه دل به آرايههاي پر زرق و برق اين عروس هزار داماد دادم و از ياد بردم كه در عاشورايش خواسته بودم راهم بدهد و قبولم كند تا از لبيك گويان نداي "هل من ناصر"ش در اين عصر ظلم و بيداد باشم و از مبارزه با يزيديان زمان دست برندارم!
از ياد بردم عهدي را كه با او بسته بودم و پيماني را كه او با من بسته بود!
اگر در اين روزگار خواب و غفلت آدميزاد كه راه شيطان و اهريمنان گرگصفت را براي دريدن شكمهاي گوسفندانِ بيخبر هموار ساخته، فريادهاي من و تو و يا حتي قطرههاي حيات من و تو بتواند راه آزادگي و مردانگي را به سوي بشريت باز كند و انسان و انسانيت را از اين برهوت روزمرگي رهايي بخشد، آيا آمادگي حضور در صحنه را داريم و از پس چنين امتحاني برميآييم؟؟؟
اگر مثل من حتي فاصله اين شفق تا چله خورشيد را هم خوب طي نكرده باشي كه صد حيف و افسوس!
اما اگر دل به اين سخن مولا دادهاي: «ان کان دین محمد لا یستقیم الا بقتلی، فیا سیوف خذینی؛ اگر دین جدم جز با کشته شدن من باقی نمیماند پس ای شمشیرها مرا دریابید»
و تا عمق جان دريافتهاي كه اينبار تقدير بر اين رفته است كه شفق از سرخي خون تو رنگ گيرد و سيراب شود و تو با عطش اوج گيري! آري عطش، راز سر به مهر كربلاست و ميكده شراب طهور بهشتيان، از اين عطش سرچشمه ميگيرد! شنيدهاي كه: كربلا آميزه كرب است و بلا!
پس تو هم اينبار با من ِ سراپاتقصير بادل و بيسر به زيارت شاه بيسر بيا:
ادامه مطلب...
هو البصیر
آنچه اين روزها بر زبان كوچك و بزرگ، زن و مرد، روستايي و شهري، تحصيلكرده و بيسواد اين جامعه جاري است، حوادثي است كه در 30 سال بعد از انقلاب بينظير بوده است. حوادثي كه به ظاهر از يك رقابت انتخاباتي شروع شد و به هتك حرمت عاشورا رسيد.
اين روزها بازار نقد و نقادي و آسيبشناسي اين حوادث به شدت گرم است و البته صدا و سيما در حركتي ديرهنگام اما كمنظير، اين بحث را بيش از گذشته به خانههاي مردم كشانده است.
اين نوشتار درصدد نقد برنامه "رو به فردا" نيست، اما از آنجا كه افرادي كه در اين برنامه دعوت شدهاند، نقطه نظرات خودشان را از ميان امواج، به خانههاي مردم فرستادهاند، بر آن شديم تا نكاتي چند را يادآور شويم.
نگاهي به حماسه بينظير 9 دي كه به فرموده رهبر گرانقدر و عزيزمان در تاريخ ماندگار شد و بررسي شعارها و خواستههاي مردم در جاي جاي اين مرز و بوم، نشان داد كه مردم منتظر هوشياري خواص نميمانند و فقط پيرو يك جريان خاص هستند كه آن هم ولايت مطلقه فقيه است. شعارها در آن روز نشان از آگاهي و بصيرت آحاد ملت داشت و اينكه خواست آنها همان اجراي قانون است، هرچند برخي باصطلاح خواص از مردم عادي خيلي عقبترند و حتي اين حضور باشكوه نيز باعث نشده است آنها خود را با جريان همراهي مردم با ولايت، همسو و همجهت كنند. اينكه آقاياني چون سليمينمين، خوشچهره و مطهري و نیز کواکبیان با آرامش تمام سران فتنه را نخبگان به خطا رفته خطاب ميكنند و خواستار تطهير آنها هستند، چندان دور از ذهن به نظر نميرسيد.
بياييد اين حوادث را در ماكتي كوچكتر و در سطح يك خانواده مرور و بررسي كنيم.
خانوادهاي را فرض كنيد كه با سالها تلاش و كوشش به جايگاه والا و خوبي رسيده است، اكثريت قريب به اتفاق اعضا باشخصيت و باآبرو هستند. اگر از اين ميان شخصي با حركات و سخنان خود، فضا را براي اعضاي خانواده ناامن كند، درهاي اين خانواده را به روي افراد اوباش و فاسد باز كند و شرايط را براي هتك حرمت و آبروريزي و احيانا كشت و كشتار فراهم كند و در چندين مرحله باعث از بين رفتن حيثيت كل خانواده شود و بزرگ خانواده با سعه صدر، نصيحت و هشدار سعي در بازگرداندن فرد خاطي به آغوش گرم خانواده داشته باشد، ولي اين فرد خاطي نه تنها بازنگردد، بلكه همچنان روي مواضع خود پافشاري كند و همچنان از همان اوباش حمايت نمايد، به نظر شما در اين مرحله بزرگ اين خانواده چه خواهد كرد؟!
آيا اين فاجعه را ميتوان تنها يك لغزش ساده خواند؟!
آيا افراد اين خانواده كه تهمت و افترا و دروغ را در اين مدت تحمل كردهاند، حاضرند دوباره اين فرد خاطي را كه اصلاح هم نشده، در خود بپذيرند؟! آيا تا اين فرد خاطي به اعمال خود ادامه ميدهد، آرامش و سكوني در اين خانواده ايجاد خواهد شد؟ آيا خانوادهاي كه دچار چنين بحراني شده و همه آبروي چند سال به زحمت كسبكردهاش بر باد رفته است، باز هم دم از بازگشت و تساهل ميزند؟!
حاشا كه هيچ غيرتمندي چنين كند!
تفكر و تامل در اين ماكت كوچك از آن حوادث بزرگ، نشان ميدهد كه اين اوضاع با آرامش و سكون و مسامحهاي كه در اين آقايان ميبينيم، قابل جمع نيست.
آيا كساني چون موسوي و كروبي كه با آبروي نظام بازي كردهاند، فضا را براي جولان ضدانقلاب مهيا نمودهاند، با عباراتي سخيف و بياساسي همچون تجاوز، آبروي نظام اسلامي را ريختهاند و جوانان ناآگاه را به خطا و گناه و دروغگويي سوق دادهاند، صرفا دچار يك لغزش سياسي شدهاند؟!!!
آيا اين جريانات صرفا يك لج و لجبازي انتخاباتي بود؟!
آيا آقاي مطهري كه يكي از عوامل فتنه اخير را عدم جدايي سران سبز از جريان ضدانقلاب ميداند، از خود نميپرسد كه با وجود نصايح حكيمانه رهبري نظام و ديگر دلسوزان، چرا آقايان موسوي و كروبي و خاتمي راه خود را از آنان جدا نكردند؟ آيا اين عدم افتراق هم يك اشتباه ساده سياسي است؟!
آيا آقاي رضايي از خود نميپرسد كه بيانيهاي كه سرشار از دروغ است و فتنهگران را مردم خداجوي ميخواند، چه پيشنهاد سازندهاي ميتواند در برداشته باشد؟ و آيا اصلا وحدت و همدلي چه تعريفي از ديدگاه مسؤولين نظام دارد و آيا با فتنهگران هم ميشود همدلي كرد؟!
آیا آقای کواکبیان از خود سوال نمیکند عمروعاصهاي زمان ائمه عليهمالسلام چه كساني بودند و چگونه عمروعاص شدند؟! چگونه است كه ايشان فرمايشات رهبري را ميپذيرند و ميگويند بايد به مرّ قانون عمل شود، اما بعد پيشنهاد تشكيل "لويي جرگه" ميدهند؟!!
آنها را چه شده است كه چشم به جنايات اين هفت ماه بستهاند و سادهانگارانه در جايگاه قضاوت، تفكر تبرئه سران فتنه را در سر ميپرورانند و اي كاش فقط همين بود كه اينها خود را نخبگان ميدانند و متاسفانه عدهاي سادهلوح نيز به دنبال تفكر خام آنها ميروند.
اينكه چشم بر تمام ناملايمات 4 سال گذشته و مشكلاتي كه سر راه سازندگي كشور ايجاد كردهاند، ببنديم و آغاز اين فتنه را از مناظرهها بدانيم، بسيار سادهلوحانه است!
آيا واقعيات را ميتوان ناديده گرفت؟!
سفرهاي استاني موسوي و سياهنمايي كامل دولت نهم را ميتوان نديد؟
آيا ميتينگ جناب موسوي در ورزشگاه آزادي و توهينهاي بيشمار به رئيس جمهور وقت كشور توسط يك عده هنرمند بيهنر و هتاكي فائزه هاشمي، يكي از نقاط شروع اين ماجرا نبود؟!
دروغهاي پيدرپي جناب موسوي چطور؟!
نامه سرگشاده و توهينآميز جناب هاشمي به رهبر معظم چطور كه در آن تلويحا در شيپور لشكركشي به خيابان دميده است؟!
دعوت مردم به خيابانها اگر فلان كانديدا راي نياورد، را همسر چه كسي پاي صندوق راي اعلام كرد؟!!
ادعاي تقلب بدون سند و مدرك، از كجا و چطور به ذهن جناب موسوي خطور كرد؟!
خير آقايان باصطلاح نخبه!
اگر بخواهيم ريشه حوادث و جريانات اخير را بيابيم، بايد انتخابات نهم، شبنامهها، تخريبهاي گسترده، شكست مافياي ثروت و قدرت و جريانات پس از آن را واكاوي كنيم!
حال با اين تفاسير به نظر شما اين آقايان كه دلايل روشنتر از آفتاب را انكار ميكنند، چه نفعي از اين كار ميبرند؟! به نظر شما چه خط و ربطي بين اختلافهاي 4 ساله آقاي هاشمي با دولت آقاي احمدينژاد، دروغها و سياهنماييهاي موسوي، تهمتهاي كروبي، نامه سرگشاده جناب هاشمي به رهبر انقلاب، خطبه 26 تير ايشان در نماز جمعه، نامه آشتي ملي جناب مطهري، سخنراني جناب هاشمي در مشهد، بيانيه هفدهم موسوي، نامه سرگشاده جناب رضايي و ديگر نامههاي اين جريان وجود دارد؟!
صحنه گردان اين نامهها و نامهنگاريها كيست؟
سرنخ همه اين اتفاقها، به كجا ميرسد؟
آنچه روشن است اين جريانات فقط يك نقطه شروع دارد و احتمالا همه قرار است به يك نقطه ختم شود!
اما هيهات كه مردم آگاه و بابصيرت بگذارند خواب آنها در آن نقطه پايان تعبير شود! هيهات!
"اللهم عجل لوليك الفرج"
نقدی جالب بر عملکرد دکتر احمدینژاد درباره آقایان مشایی و رحیمی خواندیم که قابل تامل بود!
بد نیست دوستان هم بخوانند:
و نگاهی دیگر به این ماجرا:
احمدی نژاد؛ از مرید مشایی تا منجی انقلاب؟!
هوالسميع
در پست به سوي نور ... سه مقدمه از مقدمات حركت در اتوبان فضايل را بيان كرديم و گفتيم داشتن اخلاص يكي ديگر از اين مقدمات است كه در اين پست به آن ميپردازيم.
اخلاص يعني حركت با نام او، براي او و به سوي او ...
شهيد احمد كاظمي در زمره مردان خداجويي است كه حتي يك مصاحبه از ايشان پيدا نميكنيد كه بگويد من چه كردم، اما در واقع مؤثرترين فرد در اكثر عملياتها بودند و بزرگترين طراح عملياتها! مقام معظم رهبري درباره ايشان فرمودهاند: "عشق به شهادت در وجود ايشان موج ميزد."
اما كسي كه به عشق سايه به سوي نور ميدود، از مرگ ميترسد و تا منافع دنيوياش را در خطر ببيند، ميايستد و فرياد مصلحتانديشي سر ميدهد! عشق شهرت دارد نه عشق شهادت! دائم منم ميزند و حركت خودش را به سوي نور به رخ مردم ميكشد تا شهرتش بيشتر شود: من بودم اين كار را كردم، من بودم انقلاب را نجات دادم، من به امام گفتم فلان كار را بكن!
ادامه مطلب...
بسم رب الاحرار
بخشش حسين(ع) ساغر باده حر بود. او مست باده حسين شد و حسين نيز او را بيپاسخ نگذاشت. حر سرافكنده بود كه نزد مولا آمد، ولي سربلند ...
و اما زمانه ما ...
بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار مردم قم در سالگرد قيام 19 دى:
حركت عظيم روز چهارشنبه نهم دى ماه حجت را بر همه تمام كرد. مسئولين قوهى مجريه، مسئولين قوهى مقننه، مسئولين قوهى قضاييه، دستگاههاى گوناگون، همه ميدانند كه مردم در صحنهاند و چه ميخواهند.
حسین شریعتمداری: این همان سناریوی صفین است
اگر عليه هاشمي رفسنجاني حرفي زده شود، پاسخ آن،حمايت از اسرائيل و آمريكا و اهانت به انقلاب و امام حسين(ع) است؟!
ادامه مطلب...
بسم رب الحسین
میتوان با خونسردی تمام و با کمال آرامش قلم به دست گرفت و همه خیانتها و دروغها را نادیده گرفت. میتوان با تمام جسارت خود را بر حق دانست و مخالف خود را جنایتکار و دروغگو خواند. میتوان همه مشکلات امروز را نتیجه مقاومت حاکمیت در مقابل خواستههای غیرقانونی خود دانست. میتوان با کمال شجاعت رای ۲۴ میلیون انسان را نادیده گرفت. میتوان خشونتهای ۲۵ خرداد را به حاکمیت نسبت داد و خود را بیگناه نشان داد. آری میتوان با کمال پررویی خود را بیتقصیر دانست و همه مشکلات را متوجه حاکمیت دانست.
همه این کارها را میر حسین موسوی در بیانیه هفدهمش انجام داده است.
ادامه مطلب...
بسم رب الحسین
"نیمقرنی بیش از حجةالوداع نگذشته است و هستند هنوز دهها تن از صحابهای كه در غدیرخم دست علی را در دست پیامبر خدا دیدهاند و سخن او را شنیده كه: من كنت مولاه فهذا علی مولاه ..."
بيش از سه دهه از بتشكني مرد بتشكن، خميني كبير، نگذشته است و هنوز هستند كساني كه پيشاپيش قدمش «ديو چو بيرون رود، فرشته درآيد» سر دادند. همراهيش كردند و تكبيرگويان صحه به گفتارش گذاشتند و خود را يار غارش ناميدند...
جنبش وبلاگی
فتنهای که به ظاهر از یک مبارزه انتخاباتی آغاز شد، اينك رذالت را به نهايت رسانده و اهانت را به سرسلسله خيل عشاق كشانده است.
تا من و تو به پا نخيزيم و مردانه و تا پاي جان، نايستيم و آنها را سر جايشان ننشانيم و سران فتنه را بيآبرو نكنيم، حسين(ع) همچنان مظلوم و در معرض اصابت شمشيرهاست و اهل بيت رسول خدا(ص) همچنان در اسارت هواخواهي ابليسان. اينجا ديگر شعار دادن و نداي لبيك، كافي نيست، مسلمانان به پاخيزيد!
ما وبلاگنويسان مسلمان و پيرو ولايت، خواستار محاكمه هر چه سريعتر سران فتنه هستيم.

مردم غیرتمند و ولايتمدار ايران عزيز،
تشكر از این حضور دشمن شکن!
سرفراز باشي ميهن من
ادامه مطلب...


